تبليغاتX
دخترک افسانه
من دیوونه نیستم فقط بعضی کارام شبیه دیوونه هاست

کبری تصمیم جدید خود را گرفت در باب عدم قبولی دو رقمی های کنکور سراری توسط سازمان سنجشی ها:

 

ب.ن:

سازمان گردش استعاره از سازمان سنجش

گونی بازی استعاره از بومی سازی

و حشمت   و مامان و باباش استعاره از هیچ شخص خاصی نمی باشد. بیخودی به خودتون نگیرین خوشحالم نشین.

 

 

اصولن بازی چیز خیلی خوبی است من خودم شخصن بازی را خیلی دوست دارم الان که دیگه برای خودم خانومی شدم و میروم به دبستان اما قبلن ها مامان برایم جقجقه می خرید.

اتفاقن دیشب هم داشتم جقجقه بازی میکردم که تیلیویزیون اخبار جالبی پخش کرد در اخبار دیدم که یک آلمه آدم در سازمان گردش تعصب کرده بودند و هی داد و بیداد میکردند.

وختی پدرم با این صحنه مواجه شد گفت هی بچه های این مردم را اضیط میکنند بعد میگویند چرا بچه های مردم محتاط میشوند و چیز میکشند بعد هی میگویند احتیاط چیز بدی است.

من به پدرم گفتم بابا احتیاط یعنی چی بابا گفت یعنی شیشه ، لیوان ، سرلاک و ...تازه هرکس سرلاک مصرف میکند کرمو هم میشود.

 من که اگر بزرگ شوم حتمن محتاط میشوم کاری هم به حرفهای پدرم ندارم آخر من کلی  از بچگی عاشق سرلاک بودم هیچ وخت هم کرمو نشدم....

مامان هم تا اخبار را شنید گفت امان از دست این معصومین که این طور با سرنوشت بچه های مردم بازی میکنند، مردم را کرده اند اروسک خیمه شب بازی !

اما من با نظر مامان مخالفم بازی خیلی هم خوب است مخصوصا اروسک بازی

اصلن این مامان من فکرش کنهه شده است ما را درک نمیکند وختی هم که من و حشمت مامان و بابا بازی میکنیم هی گیس های من را میکشد می آورد توی خانه بعد به من میگوید گیس بریده صد دفعه نگفتم نرو توی کوچه با این اراضل نگرد؟

بعد هم که میگویم اصلن تخسیر خودت است که من گیس بریده شده ام از بس که گیس های من را کشیده ای میگوید حرف نزن تا اون ضبون درازت رو هم نبریدم ها!!!

من از پدرم پرسیدم آخر پدر شما چرا با این سازمان گردشی ها لج هستید؟

من که عاشق سازمان گردشم چون هم با بچه های مردم اروسک بازی میکند هم بچه ها را به گردش میبرد به پارک به شهر بازی به باغ کفش (از همان جاهایی که از بابای حشمت  یک آلمه دارد) آخه مامان  حشمت هر روز به بابایش میگوید مردیکه ی الاق کفشی جات توی باغ کفشه .

پدرم گفت آخه دختر خلم این معصومین هی میگویند گونی بازی گونی بازی

گونی بازی وختی معنا دارد که در هر گونی و برزنی امکانات به یک اندازه باشد شاید یک بچه ی درسخوان دلش نخواهد در بدبختی و فلافل روستای خودش بماند دلش بخواهد برود تهران

اما من که با حرف پدر مخالفم به نظر من بازی کردن که امکانات نمی خواهد فقط کافی است که یک اروسک داشته باشی و یک حشمت !

مامان هم میگوید با این گونی بازیهای معصومین دانشگاه شهر ما خیلی خلوت میشود مگر این خراب شده چقدر جمعیت دارد که بتواند دانشگاه اینجا را پر کند؟؟؟

اما من فکر میکنم که جمعیت کمتر زندگی بهتر من خودم شخصن چشم دیدن هیچ کس را ندارم یکبار هم چشم صغری دختر همساده که با حشمت بازی کرد را با میل بافتنی مامان کور کردم.

خواهر صقری هم خیلی از سازمان گردش بدش می آید هی به آنها فحش و فحشا میدهد  اصلن مخسر خودش است از بس در خواند رتبه اش شد 40 علان هم سازمان گردشی ها با او بازی نمیکنند اما  با اصغر برادرحشمت که همه میگویند محتاط است و چیز میکشد و خیلی بازیگوش بود و همیشه با من بازی میکرد و اتفاقن رتبه اش 60000 شد  بازی میکنند.

پدر میگوید 22سال پیش هم که من امتحان کمپوت داشتم ازین بی نظمی ها زیاد بود مثلا آن سال کلی از مردان رشته ی مامانی قبول شدند.

و این حرف پدر تجربه ی خوبی شد برای من در زندگی آخر من خبر نداشتم که مردها هم میتوانند مامان شوند تازه میفهمم شکم بعضی از مردها مثل بابای  حشمت چرا غلمبه است ، نگووو میخواهند مامان بشوند...

خلاصه اینکه من رئیس سازمان گردش را خیلی دوست دارم من تصمیم خودم را گرفته ام میخواهم یکروز با او بازی کنم

آخه از وختی که چشم صغری دختر همساده را کور کردم و حشمت هم به مسافرت رفته است من تهنا شدم و همبازی ندارم

من تصمیمم را گرفته ام خیلی دوست دارم من هم یک روز وارد بازی گونی بازی شوم...!

 

+ نوشته شده در یکشنبه 14 مهر1387ساعت 4:59 PM توسط شادی |

 

بالاخره نفت بر سر سفره ها آمد !

طبق آخرین اخبار از خبرگذاری کاکنا  در ماه مبارک رمضان به علت لطف و عنایت برادران وزارت نیرو به روزه داران عزیز برق خانه ها قطع  شد تا بدین ترتیب چراغ های نفتی و شمع روشن بخش سفره های افطاری باشد.

و به این شکل وعده ی مسولین یعنی آمدن نفت بر سر سفره ها ی مردم محقق گردید.

لازم به ذکر است این مسوولین در پاسخ به این سوال خبرنگار کاکنا که شمع که با نفت کار نمیکند گفت چه فرقی میکند شمع هم از محصولات نفتی است دیگر!

بابا شما ملت چه قدر بهانه گیر و ناشکرید !

سهام شرکت ماست پگاه به طرز چشمگیری افزایش یافت و بازار بورس را در هم ریخت!

خبرنگار کاکنا در این ارتباط میگوید هنوز هیچ کس از چند وچون ماجرا کاملا خبر ندارد اما این طور که پیداست دلیل این امر خرید یکجای محصولات ماستی کارخانه ی پگاه توسط سازمان سنجش بوده است تا بتوانند مسائل و بحرانهای جدید مربوط به عدم قبولی ۲ رقمی ها  را ماست مالی کنند.

از ما نشنیده بگیرید اما شنیده ها حاکی از آن است که اطرافیان یکی از وزرای فعلی نیز برای سرپوش گذاشتن برگفته های کذب خود  و ماست مالی کردن مدرک جعلی تحصیلی وزیر مذکور در خرید محصولات این کارخانه رقیب سازمان سنجشی ها شده اند.

۲۰ تن از کارگران کارخانه ی ماست پگاه جان به جان آفرین تسلیم کردند!

در پی درخواستهای مکرر سازمان سنجشی ها و یکی از وزرای فعلی و سفارشات خروار خرواری ماست از سوی آنها کارگران این کارخانه ۷۲ ساعت پشت سر هم کار کردند و چون درخواست آنها خارج از توان کارگران مستضعف و روزه دار این کارخانه بود سرانجام از فرط  خستگی جان به جان آفرین تسلیم کردند.

حتی چندی از گاوهای این کارخانه نیز به علت شیر دهی زیاد از حد دچار خشکی شیر شدند و ازین پس تنها می توانند شیر خشک تولید کنند!!

علی آبادی: پای همه ی فوتبالیستها را می برم! خیلی لطف کنم گوششان را! 

در پی کسب ۱۴ مدال طلا توسط ورزشکاران پاراالمپیکی علی آبادی با حالتی عصبی به خبر نگار کاکنا گفت این ملی پوشها دیگر زبان خوش نمی فهمند پای آنها را می برم برای پارا المپیک بعد تا شاید در پارا المپیک ۲۰۱۲ مدال های طلایمان را به ۲۸ برسانیم.

گفتنی است ایشان آن قدر عصبانی بود که در پاسخ به این سوال خبرنگار ما که پرسید مگر شعار شما عدالت محوری نیست ؟ پس چرا از بعضی ورزشکاران گوش میبرید و از بعضی پا

خبرنگار ما را تهدید کرد که اگر بیشتر از این سوال پیچم کنی پای تو را هم می برم!

پس از دریافت مدال طلا توسط هادی ساعی دلیل ناکامی کاروان ما مشخص شد !

پس از مراسم اهدای مدال طلا به هادی ساعی و منور شدن چشمان ما به ضعیفه های اجنبی بدون آستین صورت رنگی رنگی که خیلی هم سیریش بودند و به دنبال ورزشکار غیور ما هادی ساعی راه افتاده بودند تازه متوجه شدیم که چرا غیور مردان ما عطای گرفتن مدال را به لقایش بخشیدند.

آنها به علت داشتن غیرت ملی و تعصب وطنی نمی خواستند این تصاویر مستهجن از تیلییوییزییون برای مردم ایرانی پخش شود!

از دیگر غیور مردی که پا به پای ورزشکاران در این عرصه جان فشانی کرد میتوان به جواد خیابانی اشاره کرد که با هیکل ورزشکاری خود ثانیه به ثانیه  مردانه جلوی تصاویر مستهجن افتتاحیه و اختتامیه ایستاد و صفحه ی تلویزیون را پر کرد!

+ نوشته شده در چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت 10:12 PM توسط شادی |